پرنیا جونپرنیا جون، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره
نیمانیما، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 15 روز سن داره

♡♡پرنیا ملکه ی شهر عشق♡♡

♡♡♡پــــرنیا و محرم امسال....♡♡♡

  سلام عروسک مامان امسال برامحرم برات لباس ندوختم و با لباس های دخمل دایی ازت چند تا عکس گرفتم و چقدرم رنگ سبز بهت میومد اولش نمی پوشیدی و چند دقیقه بعدش گفتم با محمد و منصوره می برمت تو حیاط اگه پوشیدی و حسابی ذوق کردی و خلاصه با کلی قر  پوشیدی و رفتیم تو حیاط هوا هم افتابی و خیلی سرد نبود شما هم حال به حالی یه بار قشنگ می ایستی که ازت عکس بگیرم یه بار نه کشتی منو برا عکس گرفتن این دفعه نمی دونم چطور شد ایستادی خلاصه چند تا عکس با موبایل ازت گرفتم و با تبل دادا محمد هم ازت عکس گرفتم دست محمد و زن دایی زینبم درد نکنه بعدشم با مامان جون و زن دایی و خاله رفتیم مسجد امسال سینه زدن رو تا حدودی یاد گرفتی ولی جلوی من نمی زنی هر ...
17 آبان 1392

♡♡♡تقدیم به همسر عزیزم....♡♡♡

زیباترین ماه برای من ماه مهر  روز تولد عزیزترینم همسر عزیزم : دستانم را به سوی آسمان بلند می کنم و برايت دعا می کنم : دعا می کنم که هيچ گاه چشمهای تو را در انحصار قطره های اشک نبينم دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببينم دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دريا و بوی بهار را دارد هميشه از حرارت عشق گرم باشد برايت دعا می کنم که گلهای وجود نازنينت هيچ گاه پژمرده نشوند ٬ برای شاپرکهای باغچهء خانه ات دعا می کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند . من برای خورشيد آسمان زندگيت دعا می کنم که هيچ گاه غروب نکند     ...
17 آبان 1392

♡♡♡قالب جدید وبلاگ پرنیا وروجک♡♡♡

سلام وروجک من چند ماهی بود که می خواستم برات یه قالب جدید درست کنم و  طرح بالاش رو خودم طراحی کنم که بالاخره وقت پیدا کردم و عکسش رو طراحی کردم و دادم به خاله عسل قالبش کرد دست گلش درد نکنه از همین جا ازش تشکر می کنم مسی مامان اسال و 9 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 33 دقیقه ...
17 آبان 1392

♡♡♡دل نوشته ای برای پرنیای عزیزم♡♡♡

تو مثل اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر مثل تقدیر، مثل قسمت، مثل الماسی که هیچکس، واسه اون نذاشته قیمت... معامله خوبیست... دستهای من نفسهای تو را آرام میکند و صدای نفسهای تو دستان مرا ... شبها که سرت را رو دستهایم میگذاری تا بخواب روی، دستان من آرامبخش جانت میشوند و کم کم صدای نفسهایت آرامش بخش دستهای خسته ام میشوند و در آن لحظه با خود می اندیشم که چقدر برای آرامش به وجود هم نیازمندیم ... و شاید من و تو یک روح باشیم در دو بدن وگرنه چطور گرمای وجود کودکی 21 ماهه اینچنین گرمم میکند و گرمای وجودم چطور آنقدر آرامش میکند تا بخواب رود ... شکر پروردگار مهربانی که این عشق را آفریدی.... ...
17 آبان 1392

نبوده،نیست ،نخواهد بود عزیزتر از تو کسی برای من...

          وباز هم روزت مبارک کودکم ، عزیزکم ،نفسم پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرنیای من   با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی ! خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام … تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت : دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !      کـــــــــــــادوی مامان وبابا به کودک نازمون دخـتــر کـه بــاشی میـدونـی اولــــیـن عشــق زنـدگیـت پــدرتـه دخـتـــر کـه بــآشی میـدونـی محکــم تــریـن پنــاهگــاه دنیــا ...
23 مهر 1392

Sleeping little angel

عاشقه این معصومانه خوابیدنتم وقتی بچه ها خوابن انگار یه فرشته از اسمون اومده روی زمین و چشماشو بسته نمیتونم بگم چه حسی دارم وقتی صورت قشنگتو نگاه می کنم توی خواب اصلا توی خواب انگار نه انگار یه وروجک شیطون بودی که از درو دیوار بالا میرفتی خیلی عاشقتم دلم می خواد همش نگاهت کنم کاش همیشه توی دنیای بچگی بمونی و با گناه آشنا نشی تا همیشه صورتت به این پاکی و معصومی بدرخشه قول میدم تا جایی که بتونم بهت مهربونی یاد بدم دوستت دارم مهربونم لا لالایی گل لالا مهتاب اومده بالا موقع خوابه حالا لالالایی گل نی نی خوابهای خوش ببینی روی ابرا بشینی ...
23 مهر 1392